◕ جهـــــــــــان نمــا ◕
قالب وبلاگ

ندانم از من خسته جگر چه می‌خواهی ؟
دلم به غمزه ربودی دگر چه می‌خواهی ؟

اگر تو بر دل آشفتگان ببخشایی
ز روزگار من آشفته‌تر چه می‌خواهی ؟

به هرزه عمر من اندر سر هوای تو شد
جفا ز حد بگذشت , ای پسر چه می‌خواهی ؟

ز دیده و سر من آن چه اختیار توست
به دیده هر چه تو گویی , به سر چه می‌خواهی ؟

شنیده‌ام که تو را التماس , شعر رهیست
تو کان شهد و نباتی ! شکر چه می‌خواهی ؟

به عمری از رخ خوب تو برده‌ام نظری
کنون غرامت آن یک نظر ,چه می‌خواهی ؟

دریغ نیست ز تو هر چه هست سعدی را
وی آن کند که تو گویی دگر چه می‌خواهی ؟

غزل 637....س.م


[ شنبه 22 مهر 1391 ] [ 00:12 ] [ jhannama ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم وزجان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران اول به دام آرم ترا و آنگه گرفتارت شوم
نويسندگان

دریافت كد ساعت

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟